جمال الدين محمد الخوانساري
29
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5163 ذكر اللّه شيمة المتّقين . ياد خدا خوى پرهيزگاران است . 5164 ذاكر اللّه من الفائزين . ياد كنندهء خدا از فيروزى يا بندگان است . 5165 ذكر اللّه جلاء الصّدور وطمأنينة القلوب . ياد خدا جلاى « 1 » سينهها وآرام دلهاست . 5166 ذكر اللّه قوت النّفوس ومجالسة المحبوب . ياد خدا قوت نفسها وهمنشينى دوست است « قوت » بضمّ قاف وسكون واو وتاى دو نقطهء بالا آن چيزيست از خوردنى كه بآن بر پاى مىايستد بدن آدمي وباقي مىماند ، ومراد اينست كه : چنانكه بخوردنى بر پاى مىايستند بدنها ، بذكر خدا بر پاى مىايستند نفسها . وظاهر اين عبارت تجرّد نفس است ومراد به « دوست » همانا « 2 » حق تعالى است ومراد اينست كه ذكر حق تعالى بمنزلهء همنشينى با اوست تعالى شأنه . 5167 ذكر اللّه ينير البصائر ويونس الضّمائر . ياد خدا روشن مىگرداند بصيرتها وبينائيها را ، وانس مىدهد ضميرها را « ضمير » چيزيست كه در نفس در آيد ومراد در اينجا محلّ آنست كه نفس باشد يعنى أنس وآرام مىدهد نفسها را بحقّ تعالى .
--> ( 1 ) « جلاء » بكسر جيم ومدّ آخر بمعنى سرمه است كه چشم را روشنائى بخشد واز اين قبيل است جلاء القلوب وجلاء العيون وجلاء الابصار ونظائر آن ، امّا جلاء بفتح جيم ومدّ آخر مصدر است بمعنى نفى از بلد واخراج از شهر يقال : جلوته عن البلد جلاء اى نفيته عنه وأبعدته . ( 2 ) در نسخهء أصل ، « همان » .